[[{"content_id":35954,"content_number":0,"portal_id":28,"lang_id":"fa","content_title":"شهادت مظلومانه جوانترین شمع هدایت و نهمین بحر کرامت، امام محمد تقی، جواد الائمه (علیه السلام) را تسلیت و تعزیت عرض می نماییم.","content_rtitr":"","content_short_title":null,"content_summary":"","content_summary_fill":0,"content_body":"شهادت حضرت جواد (ع )&nbsp;\r\n\r\nاین نوگل باغ ولایت و عصمت گرچه کوتاه عمر بود ولی&nbsp;رنگ و بویش مشام جانها را بهره مند ساخت. آثار فکری&nbsp;و روایاتی&nbsp; که از آن حضرت نقل شده و مسائلی&nbsp;را که آن امام پاسخ گفته و کلماتی&nbsp; که از آن حضرت بر جای&nbsp;مانده، تا ابد زینت بخش صفحات تاریخ اسلام است. دوران عمر آن امام بزرگوار 25سال و دوره امامتش 17سال بوده است. معتصم عباسی&nbsp;از حضرت جواد(ع) دعوت کرد که از مدینه به بغداد بیاید. امام جواد در ماه محرم سال 220هجری&nbsp;به بغداد وارد شد . معتصم که عموی&nbsp;ام الفضل زوجه حضرت جواد بود، با جعفر پسر مأمون و ام الفضل بر قتل آن حضرت همداستان شدند تا&nbsp;مبادا خلافت از بنی&nbsp;عباس به علویان منتقل شود. از این جهت، درصدد تحریک ام الفضل برآمدند و به وی&nbsp;گفتند تو دختر و برادرزاده خلیفه هستی، و احترامت از هر جهت لازم است و شوهر تو محمد بن علی&nbsp;الجواد ، مادر علی&nbsp;هادی&nbsp;فرزند خود را بر تو رجحان می نهد. این دو تن آن قدر وسوسه کردند تا ام الفضل&nbsp;تحت تأثیر حسادت قرار گرفت و در باطن از شوهر بزرگوار جوانش آزرده خاطر شد و به تحریک و تلقین معتصم و جعفر برادرش، تسلیم گردید. آنگاه این دو فرد جنایتکار سمی&nbsp;کشنده در انگور وارد کردند و به خانه امام فرستاده تا سیاه روی دو جهان، ام الفضل، آنها را به شوهرش بخوراند . ام الفضل طبق انگور را در برابر امام جواد (ع ) گذاشت، و از انگورها تعریف و توصیف کرد و حضرت جواد (ع ) را به خوردن انگور وادار و در این امر اصرار کرد. امام جواد (ع ) مقداری&nbsp;از آن انگور را تناول فرمود. چیزی&nbsp; نگذشت آثار سم را در وجود خود احساس فرمود و درد و رنج شدیدی&nbsp;بر آن حضرت عارض گشت. ام الفضل سیه کار با دیدن آن حالت دردناک در شوهر جوان، پشیمان و گریان شد، اما پشیمانی&nbsp; سودی&nbsp;نداشت. حضرت جواد (ع ) فرمود: چرا گریه می کنی&nbsp;؟ اکنون که مرا کشتی&nbsp;گریه تو سودی&nbsp;ندارد . بدان که خداوند متعال در این چند روزه دنیا تو را به دردی&nbsp;مبتلا کند و به روزگاری&nbsp;بیفتی&nbsp; که نتوانی&nbsp;از آن نجات بیابی.","content_html":"<p style=\"text-align:justify;\"><a href=\"http:\/\/www.tebyan.net\/newindex.aspx?pid=42771&amp;BiogId=11\" rel=\"nofollow\" style=\"color:rgb(0,136,204);text-decoration:none;font-size:12px;line-height:normal;font-family:tahoma;border-width:0px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\"><span style=\"font-size:16px;\"><strong>شهادت حضرت جواد (ع ) <\/strong><\/span><\/span><\/a><\/p>\n\n<p style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\"><span style=\"font-size:16px;\">این نوگل باغ ولایت و عصمت گرچه کوتاه عمر بود ولی رنگ و بویش مشام جانها را بهره مند ساخت. آثار فکری و روایاتی  که از آن حضرت نقل شده و مسائلی را که آن امام پاسخ گفته و کلماتی  که از آن حضرت بر جای مانده، تا ابد زینت بخش صفحات تاریخ اسلام است. دوران عمر آن امام بزرگوار 25سال و دوره امامتش 17سال بوده است. معتصم عباسی از حضرت جواد(ع) دعوت کرد که از مدینه به بغداد بیاید. امام جواد در ماه محرم سال 220هجری به بغداد وارد شد . معتصم که عموی ام الفضل زوجه حضرت جواد بود، با جعفر پسر مأمون و ام الفضل بر قتل آن حضرت همداستان شدند تا مبادا خلافت از بنی عباس به علویان منتقل شود. از این جهت، درصدد تحریک ام الفضل برآمدند و به وی گفتند تو دختر و برادرزاده خلیفه هستی، و احترامت از هر جهت لازم است و شوهر تو محمد بن علی الجواد ، مادر علی هادی فرزند خود را بر تو رجحان می نهد. این دو تن آن قدر وسوسه کردند تا ام الفضل تحت تأثیر حسادت قرار گرفت و در باطن از شوهر بزرگوار جوانش آزرده خاطر شد و به تحریک و تلقین معتصم و جعفر برادرش، تسلیم گردید. آنگاه این دو فرد جنایتکار سمی کشنده در انگور وارد کردند و به خانه امام فرستاده تا سیاه روی دو جهان، ام الفضل، آنها را به شوهرش بخوراند . ام الفضل طبق انگور را در برابر امام جواد (ع ) گذاشت، و از انگورها تعریف و توصیف کرد و حضرت جواد (ع ) را به خوردن انگور وادار و در این امر اصرار کرد. امام جواد (ع ) مقداری از آن انگور را تناول فرمود. چیزی  نگذشت آثار سم را در وجود خود احساس فرمود و درد و رنج شدیدی بر آن حضرت عارض گشت. ام الفضل سیه کار با دیدن آن حالت دردناک در شوهر جوان، پشیمان و گریان شد، اما پشیمانی  سودی نداشت. حضرت جواد (ع ) فرمود: چرا گریه می کنی ؟ اکنون که مرا کشتی گریه تو سودی ندارد . بدان که خداوند متعال در این چند روزه دنیا تو را به دردی مبتلا کند و به روزگاری بیفتی  که نتوانی از آن نجات بیابی.<\/span><\/span><\/p>","content_source":"","content_url":"","content_date_start":"2015-09-14 12:45:52","content_date_event":"2015-09-14 12:45:52","content_date_event_start":null,"content_date_event_end":null,"content_show_title_slider":1,"content_date_last_edit":"2015-09-14 13:07:20","content_date_register":"2015-09-14 13:07:20","content_columns":0,"content_show_img":1,"content_show_details":0,"content_show_related_img":0,"content_show_slider":1,"content_comment":1,"content_score":0,"tag_id":0,"score_average":null,"score_count":null,"score_date_last":null,"uid":56,"eid":0,"attach_title":"شهادت مظلومانه جوانترین شمع هدایت و نهمین بحر کرامت، امام محمد تقی، جواد الائمه (علیه السلام) را تسلیت و تعزیت عرض می نماییم. 2","attaches":[{"sizes":{"150":".\/cache\/28\/attach\/201509\/99429_1252692530_150_50.webp","300":".\/cache\/28\/attach\/201509\/99429_1252692530_300_100.webp","400":".\/cache\/28\/attach\/201509\/99429_1252692530_400_134.webp","600":".\/cache\/28\/attach\/201509\/99429_1252692530_600_200.webp","900":".\/cache\/28\/attach\/201509\/99429_1252692530_900_301.webp","1200":".\/cache\/28\/attach\/201509\/99429_1252692530_1000_334.webp"},"ext":"jpg","file_media":1,"token":1252692530,"files":{"original":{"url":".\/file\/28\/attach\/201509\/99429_1252692530.jpg","width":1000,"height":334,"size":0}}}]}]]